![]() |
![]() |
|
| مدیریتی، بانکداری، بازاریابی ومالی |
|
دريايي از استعدادها در شما وجود دارد. آيا از صحبت كردن در ميان عموم ميترسيد يا نميترسيد؟ این معمولاً مشکل خیلی از فارغ التحصیل های دانشگاهی است . دريايي از استعدادها در شما وجود دارد و به شما كمك ميكند تا ارتباطي مفيد برقرار كنيد. «برايان بريم»سخنراني عمومي تأثيرگذار، براي موفقيت در تجارت ضروري است. سخنرانان مؤثر بايد قادر باشند سخنان روشني ارائه دهند، سخناني كه نشان دهنده بينش و اهداف شركت، براي نيروي كار باشد. فروشندگان بايد مزاياي محصول و يا خدمات را به مشتريان خود ارائه دهند. كارمندان بايد بتوانند در جلسات و كنفرانسهاي شركت، از عهده سخنرانيهاي پرحرارت و سودمند برآيند و بتوانند درمورد انبوهي از موضوعات، گفت و شنود كنند. اين موضوعات از برنامه سود سهام تا تغييرات اساسي در سيستمهاي فناوري اطلاعات را در بر ميگيرند. هيچكس اهميت بسزاي ارتباط سودمند را انكار نميكند، اما همه افراد اينگونه احساس نميكنند كه در زمينه برقراري رابطه قوي، بااستعداد باشند. در يك نظرسنجي كه گالپ در اين مورد در ايالات متحده انجام داد، در واقع 40 درصد از پاسخ دهندهها، اينگونه بيان كردند كه از سخنراني در برابر جمعي از تماشاگران، ميهراسند. (بيشتر امريكاييها، از سخنراني عمومي بيشتر از رفتن به پزشك ميترسند). به هر حال، بسياري از مشاغل نياز به سخنراني در برابر عموم دارند. براي شما كه از سخنراني عمومي ميترسيد و دلهره داريد و يا در اين زمينه چندان خوب عمل نميكنيد، اما مجبوريد هر طور شده، اين كار را انجام دهيد، جاي اميدواري وجود دارد. ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه سی و یکم شهریور 1388ساعت 22:46 توسط امیربینش |
|
|
تأثيرسن بر سبکهاي رهبري و رفتار مديران... leadership تاثير سن و تفاوتهاي سلسله مراتبي بر سبک رهبري مقدمه: تاكنون مطالعات زيادي در باره تاثير سن و تفاوتهاي سلسله مراتبي بر سبک رهبري و رفتار مديران انجام شده است. ولي اندکي از آنها به چاپ رسيده است. از آنجا که ارتباط بين سن با رهبري حائز اهميت است از اين رو در ادامه به توضيح آن مي پردازيم. کاباکف و استوفي (2001) بعد از مرور تحقيقات در رهبري و سن، اهميت ارتباط بين سن و رهبري را توضيح داده اند. در بخش اول آنها توضيح مي دهند که کارمندان پيرتر براي سالهاي طولاني تري در استخدام يک شرکت باقي مي مانند و آنها در کنار اعضاي جوانتر در کارها و نقشهاي رهبري متفاوت، کار مي کنند. از آنجا که کارمندان جوان و پير فراواني در سازمان وجود دارند، اداره موثر هر دوي آنها به منظور درک کاملتر اهداف سازماني ضروري است. هر گروه سني مزايايي دارد. فناوري، ارتقاي سريع کارمندان جوان را تشويق و تحريک کرده است و در مقابل تجربه کارمندان پيرتر را بسيار مطرح ساخته است. علاوه بر آن، سازمانهاي امروزي تعامل بيشتري را بين کارمندان جوان و پير به وجود آورده اند ولي روش رهبري خاصي براي اداره موثر هرکدام ارائه نشده است. از سوي ديگر، در سازمانهاي گوناگون، تيم مديريت عالي از اعضاي متفاوت (از نظر سني) تشکيل شده است. آنها معتقدند که توانايي درک، پي بردن و اندازه گيري موثر و دقيق تنوع تفاوتهاي سني اکنون براي سازمانها ضروري است و در آينده سازمانها را بـــه سيستم هايي با عملکرد عالي تبديل مي کند. ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه یکم شهریور 1388ساعت 19:14 توسط امیربینش |
|
|
کوله بارت بربند ! شایداین چند سحرفرصت آخرباشد، که به مقصدبرسیم ؛وبفهمیم که یک عمر چه غافل بودیم .
ای سبکبال دراین راه شگرف ، دردعای سحرت ، درمناجات خدائی شدنت ،هرگز از یاد نبر من جامانده بسی محتاجم . شاید این فرصت اخر باشد. |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه یکم شهریور 1388ساعت 19:11 توسط امیربینش |
|
|
سوختم زآتش هجران تو ای یار بیا تا نکشته است مرا طعنه اغیار بیا من همه عمر تو را جسته و نایافته ام تو عنایت کن و یک لحظه به دیدار بیا من که از کوی طبیبم نگرفتم خبری تو که دانی چه گذشته است به بیمار بیا جان به تنگ آمده بس در قفس کهنه بتن بهر آزادی این مرغ گرفتار بیا همه جا گشتم دستم بوصالت نرسید تو بنه پای بچشم من و یک بار بیا یوسف فاطمه عالم همه مشتاق تو اند رخ برافروز دمی بر سر بازار بیا با وجودی که همه مست تماشای تواند لحظه ای را بتماشای من زار بیا چه شود جلوه دهی خانه تاریک مرا روز من شب شده اینک بشب تار بیا خواب را راه ندادم به حرمخانه چشم ز انتظارم مکش ای دولت بیدار بیا در فراقت نه همین سوختم از اول عمرم تا دم مرگ همین است مرا کار بیا |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و دوم تیر 1388ساعت 21:38 توسط امیربینش |
|
|
نبض حیات سازمان در دستان مشتری است اگرمشتری نباشد،من نیستم چرا این همه راجع به مشتری حرف زده می شود؟ مشتری همه سرمایه سازمان است، نبض حیات سازمان در دستان مشتری است. و البته پول هم توی جیب اوست! و اگر نخواهد،از ما خرید نمی کند. گذشته از برخی سازمان ها که در فضای غیر رقابتی کار می کنند و مشتری نیازمند آنها است، اکثریت قریب به اتفاق بنگاههای اقتصادی نیازمند حضور مشتری و وفاداری وی می باشند. اما عده زیادی از آنها از این نیاز خبر ندارند و از اهمیت برقراری ارتباط با مشتری غافل اند. لذا فرصت های بدست آمده برای ایجاد رابطه مؤثر با مشتری را از دست می دهند. در این مقاله به بررسی بخشی از نکات ارتباط با مشتریان و پیامهایی که پیدا و پنهان به مشتری می فرستیم، پرداخته شده است. ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
جمعه چهاردهم فروردین 1388ساعت 13:56 توسط امیربینش |
|
|
تشريح مفاهيم مديريت ريسك به زبان ساده در قالب مثال هايي ساده کتاب managing risks in organizations به زبانی ساده به تشریح مفاهیم مدیریت ریسک می پردازد. در فصل اول این کتاب، نویسنده به شکل بسیار جالبی مفهوم یک سیستم کامل مدیریت ریسک را در قالب یادداشت های روزانه یک کارمند بیان کرده است. امیدوارم ترجمه بنده را بپسندید! ساعت 7 صبح : از پنجره بیرون را نگاه کردم. هوا ابری است و احتمال باریدن باران وجود دارد. دودلم که آیا چترم را همراه خودم ببرم یا نه؟ آینده همواره با عدم قطعیت همراه است به همین دلیل ریسک ها همه جا هستند. یکی از راه های مواجه با این عدم قطعیت ها تخصیص میزانی از ذخیره اطمینان برای فعالیت ها است. در این جا، همراه داشتن چتر، نوعی ذخیره اطمینان برای رویارویی با روبداد غیر قطعی (=ریسک) بارش باران است. ساعت 7:40 صبح : تستر نان کار نمیکند! دیروز متوجه صدای وز وز غیر عادی آن شده بودم. باید حدس میزدم که همین روزها خراب میشد. اما به هر حال باید نانم را تست کنم! به جای دستگاه تستر از فر استفاده میکنم. خوشبختانه هنوز مدت وارانتی تسترتمام نشده است. فردا باید تستر را به فروشنده ارجاع دهم و به جای آن یک دستگاه سالم تحویل بگیرم. ریسک ها عموماً به دنبال دسته ای از علائم هشدار دهنده رخ میدهند. در این جا سوختن دستگاه تستر پس از شنیده شدن صدای غیرعادی وز وز رخ داده است. یک سیستم خوب مدیریت ریسک ایجاب میکند که تلاش هایی نظام مند جهت یافتن منابع خطا صورت گیرد. در این بخش 2 استراتژی مواجه با ریسک نمایان شده است. یکی استفاده از ذخایر اطمینان ( در اینجا فر به جای دستگاه تستر ) و دیگری انتقال ریسک است. در این بخش ریسک خرابی تستر در قالب یک قرارداد وارانتی از نویسنده یادداشت ها به فروشده دستگاه منتقل شده است. ساعت 7:55 : در طی مسیر به سمت دفترکارم، گوینده رادیو اعلام میکند که مسیر اصلی به دلیل تصادف شدید دارای ترافیک بسیار سنگینی است. تصمیم میگیرم که راهم را عوض کنم و از مسیر دیگری به دفتر کارم برم. هرچند با این وجود 10 دقیقه دیرخواهم رسید و بایستی نیشخندهای طعنه آمیز همکارانم را تحمل کنم. گوینده رادیو در واقع به منزله یک هشدار قبلی از وقوع رویدادی ناخوشایند است. نویسند ه یادداشت ها فرصت دارد تا یک استراتژی پشتیبان را اجرا کند. تغییر مسیر اجرای یک استراتژی پشتیبان است. هرچند 10 دقیقه هم ديرتر میرسد. ساعت 8:45 : نامه اي از چاپخانه دریافت کردم، كه طی آن مدیر چاپخانه عنوان نموده است که بروشورهایی را که قرار بوده است امروز به ما تحویل دهد به دلیل وقوع یک آتش سوزی کوچک تا دو روز آینده نمیتواند آماده کند. این امر ایجاد مشکلات زیادی برای شرکت ما میکند چرا که مامور پست امروز برای جمع آوری تمامی بسته های پستی شرکت مراجعه میکند و اگر کاتولوگ های ما امروز آماده نباشد، به دلیل تعطیلی آخر هفته، ارسال نامه ها چند روز به تاخیر میافتد و ما نمیتوانیم کاتولوگ های تبلیغاتی خود را به موقع، قبل از جلسه بازاریابی با یکی از مشتریان بالقوه به دست وی برسانیم. یکی از پدیده های متداول در حوزه ریسک، تسلسل است. تسلسل در ادبیات ریسک به این معنا است که یک مشکل باعث وقوع مشکل دیگری میشود و همین طور یک رشته از مشکلات به دنبال هم رخ میدهند و در نهایت یک مشکل کوچک میتواند منجر به ایجاد مشکلات بزرگتری گردد. ساعت 10:15 : مدیرعامل شرکت امروز نتوانست طبق قرار قبلی در جلسه بازرگانی حاضر شود. وی مجبور شد تا با یکی از مشتریان مهم قراری را خارج از وقت تنظیم کند و بنابراین ما مجبوریم تا نتایج مطالعه اخیر بازار را در جلسه دیگری با وی در میان بگذاریم. رخداد ریسک لازم نیست پیامدهای فاجعه آمیزی داشته باشند. اما بایستی توجه داشت که همین پیامدهای کوچک میتواند در نهایت منجر به مشکلات بزرگتری گردد. یکی از نتایج معمول مواجه با ریسک های کوچک اما با تعداد زیاد، پایین آمدن بهره وری است. در صورت مدیریت نامناسب ریسک ها، هر چند کم اهمیت، پس از مدتی متوجه خواهیم شد که بیشترین وقت خود را صرف انجام دوباره کاری هایی میکنیم که در صورت مدیریت صحیح میتوانستیم در همان بار اول به رفع و رجوع آنها بپردازیم. ناگفته پیداست که انجام دوباره کاری ها منجر به افزایش هزینه، فرآیندهای کند و کم بهره و نهایتاً نارضایتی مشتری خواهد شد. ساعت 11:30 : دستگاه کپی خراب شد و دیگر قابل استفاده نیست. شرکت تعمیرکار عنوان میکند که ممکن است تا انتهای وقت کاری نتواند تعمیرکار مناسب را به محل شرکت برای تعمیر دستگاه اعزام کند. بنابراین ممکن است امروز نتوانیم کپی های ضروری را انجام دهیم. متاسفانه چاپخانه نیز به دلیل وقوع آتش سوزی قادر به گرفتن کپی ها نیست. در این جا دو فرآیند پشتیبان ( تعمیرکار دستگاه کپی / چاپخانه ) هر دو دچار مشکل شده اند و قابل استفاده نیستند. عدم کارایی فرآیند های پشتیبان علی رغم تمامی برنامه ریزی های قبلی مساله ای است که ممکن است به کرات در یک سیستم به وجود آید. ساعت 12:15 : یکی ازپیمانکاران تماس گرفته است و عنوان میکند که هنوز مبلغ قرارد اد ماه جاری را دریافت نکرده است. اسناد را بررسی میکنم و متوجه مي شوم که کارهای اداری جهت پرداخت صورت حساب 2 هفته پیش انجام شده است و کارمند بخش حسابداری در کار خود تعلل کرده است. این بار چندم است که کارمند حسابداری در کار خود دقت لازم را به عمل نمیاورد! یکی از منابع ایجاد خطا در سیستم، ناکارآمدی افرادی است که با آنها مراوده داریم. یک سیستم مدیریت ریسک مناسب، دیدگاهی تدافعی به کارآمدی شرکا، کارمندان و تامین کنندگان دارد. بهترین راه حل برای مقابله با ریسک های ناشی از ناکارآمدی افراد، خودداری از کارکردن با آنها است. ساعت 12:45 : خبرهای بد !!! : یکی از مهمترین مشتریان ما، اعلام ورشکستگی کرده است! بیش از 30 درصد تبادلات تجاری ما با این شرکت صورت میگیرد. یک جلسه فوری مدیریت برای بررسی تاثیرات ورشکستی این مشتری و اقدامات مناسب ما امروز عصر تشکیل میشود. وقایع ناگوار و ناخوشایندی رخ میدهند که میتواند تاثیرات بسیار بدی داشته باشند. با داشتن یک سیستم مدیریت ریسک مناسب میتوانيد تا حد زیادی از تعداد این اتفاقات ناگوار بکاهید. با این وجود، همواره ممکن است اتفاقات ناگوار رخ دهند، چراکه ما قادر به پیش بینی تمامی احتمالات نیستیم. بخش مهمی از یک سیستم مدیریت ریسک، این است که آمادگی لازم برای مواجه با گستره وسیعی از وقایع ناگوار را داشته باشیم. در این مثال خاص، اگرچه شرکت نمیتوانست ورشکستی این مشتری را پیش بینی کند، اما میتوانست استراتژی هایی را اتخاذ کند تا به تدریج از وابستگی شدید به این مشتری بکاهد. |
|
+ نوشته شده در
جمعه شانزدهم اسفند 1387ساعت 16:56 توسط امیربینش |
|
|
رنگ در سازمان ... organization color محیط کار باید از نظر،زیبایی و هماهنگی مثل گردشگاه ، پاکیزگی و بهداشت مثل آرایشگاه ،دلبستگی و تعلق خاطر مثل زادگاه ،روحیه کار و تلاش مثل ورزشگاه ،معرفت اعتقادی واخلاقی مثل عبادتگاه ،اندیشه و دانش مثل دانشگاه ،هنر و خلاقیت و محصول جدید مثل نمایشگاه ،رعایت نظم و انضباط مثل اردوگاه ،کار، تولید وصنعت مثل کارگاه،جستجوی مشکل کار و تولید و حل آن مثل شکارگاه ،امنیت خاطر و حل مشکلات زندگی مثل پناهگاه باشد. مقدمه:اولیـن نشانـه هـای هنر نـزد بشـر به دوران غـار نشیـنی او و حکـاکی تصاویر روی دیـواره غــارهــای لاسکو باز می گردد. این خود نشان دهنده نیاز و حساسیت انسان بدوی به جنبه های مختلف زندگی است که اگر بخواهیم آن را با مفاهیم امروزی بسنجیم پر بیراه نیست اگر بگوییم انسان از آغاز خلقت به دنبال مدیریت بر زندگی خویش بوده است. اما این پیوند مدیریت با هنر که ظاهراَ آن زمان به شکل نوعی دکوراسیون و هنر محیطی ظهور پیدا می کند؛ همچنین همزیستی انسانها با یکدیگر از یک سو و لزوم سازگاری وی با محیط پیرامونش از سوی دیگر ناخودآگاه سبب ظهور رهبری و مدیریت می شود. در واقع تاریخ مدیریت را باید از جایی بدانیم که انسان مالک می شود، خواه مالک یک غار و خواه صاحب یک خانواده، به هر تقدیر این روند با ظهور خاندان ها و قبایل از مدیریت به رهبری تغییری وجهه می دهد و با یکجا نشین شدن آدمی و ظهور تمدنهای اولیه به صورت جدی مفهوم مدیریت مطرح می شود. هرچند در آن زمان به این رهبری و مدیریت به عنوان یک علم نگاه نمی شد اما در بررسی تاریخ تمدن بشر گونه هایی جدیدی از مدیریت نظامی و مدیریت شهری را می توان یافت. پس ازاعصاری که هنر و مدیریت نزد بشر رو به تکامل می نهد در دوران رنسانس به اعتلایی نسبی می رسد. این اعتلا نیز مرهون ظهور مشاغل و پیشه ها بود که در آن افراد به دنبال فروش بیشتر و در نتیجه مدیریت بهتر بودند و جالب تر آنکه تا این زمان هنر و مدیریت همپای هم و در کنار هم پیش رفته اند. اما تحول اساسی ذهن بشر پیرامون دو مفهوم هنر و مدیریت از انقلاب صنعتی و رونق کارخانه داری شکل می گیرد، یعنی زمانی که صاحبان مشاغل و کارخانه داران از یک سو به مفاهیم مدیریتی توجه نشان می دهند و از دیگر سو به نقش مهم هنر و چگونگی محیط کار گوشه نظری دارند. شاید همین امر هم باعث ظهور مفهومی به نام ارگونومی شد. با ظهور هنر دکوراسیون و جدی شدن مفاهیم هنر محیطی در قرون اخیر بحث داغ سازگاری محیط کار با کارکنان قوت گرفت تا امروزه به صورت یک علم در کنار هنر به ادامه حیات بپردازد و جالب آنکه محکم ترین پیوند علم و هنر نیز در همین زمینه است. در این نوشتار سعی نگارنده بر این است تا با بیان تجربیات و تعاریفی که از منابع بسیار محدود استخراج کرده است بپردازد و بیشتر با تکیه بر دانش و تجربیات هنری خود پلی را میان هنر و مدیریت ایجاد کند پلی که قصد ندارد تا مفاهیم مدیریت هنری و یا هنر مدیریتی را بررسی کند بلکه تلاش می کند تا نقش هنر را مدیریت سازمان واکاوی کرده و بر لزوم آگاهی نسبی مدیران از مفاهیم اولیه هنر تاکید کند. این نوشتار مبتنی بر این فرضیه شکل گرفته است که به نظر می رسد نقش و کارکرد رنگ در سازمان به پویایی و افزایش کارایی سازمان منجر می شود و در پی پاسخ به این سوال است که آیا وجود حداقل اطلاعات هنری در یک سازمان و توجه مدیران آن به مفاهیم هنری می تواند باعث افزایش راندمان کاری سازمان شود یا خیر؟ و اینکه میزان این اثر گذاری تا چه حد است؟ امید آنکه علیرغم نقصان های فراوان علمی که باعث شد تا نتوانم نام مقاله را بر این سطور بگذارم و تنها به عنوان نوشتار بر آن تاکید کنم پاسخگوی سوال بالا باشد. ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و هفتم دی 1387ساعت 21:4 توسط امیربینش |
|
|
چکيده:
هدف از طرح موضوع قاطعيت اين است كه به افراد كمك شود در روابط خود با ديگران بيشتر به اصل مساوات و شرط انصاف برسند. مديران در موقعيتهاي مختلف به روشهايي احتياج دارند تا بي آنكه به شأن و منزلت كسي خدشه وارد شود، مشكل خود را با ديگران درميان گذارند. در اين وضعيت برخي احساسات خود را پنهــان مي كنند و ناراحت باقي مي مانند و گروهي ديگر به شخصي كه آنان را ناراحت كرده حملــه ور مي شوند. اين بحث به مساوات اعتقاد دارد نه توصيه مي كند سرتان را پايين بيندازيد و راه خود را برويد و نه به طرف مقابل حمله ور شويد. مجبور نيستيد براي آنكه مرعوب ديگران نشويد آنها را مرعوب كنيد. مجبور نيستيد كه به هر ساز ديگران برقصيد. مدير قاطع مي تواند به طور مستقيم و صادقانه با اين نگرانيها روبرو شود و تا حد امكان به همگان و ساير مديران در سازمان به چشم برابر نگاه كند، قاطعيت، روابط مثبت ميان اشخاص و احترام آنها به يكديگر را تشويق مي كند. موانع چندي بر سر راه مطرح شدن موضوع قاطعيت وجود دارد. به اين ترتيب كه برخي حق قاطع بودن را از خود دريغ مي كنند و برخي از افراد از قاطعيت داشتن هراسان مي شوند. ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیستم دی 1387ساعت 9:58 توسط امیربینش |
|
|
من امام حسين (ع)را دوست مي دارم . خدایا! به حرمت حسین(ع) دست مرا در دست دوست داران او قرار بده. سبکبالان خرامیدند و رفتند |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیستم دی 1387ساعت 9:45 توسط امیربینش |
|
|
مدتی پیش داستان بسیارجالبی روتووبلاگ یکی ازدوستان خوندم که انتشاراون روخالی ازلطف نمی دونم . در روز اول سال تحصیلى، خانم تامپسون معلم کلاس پنجم دبستان وارد کلاس شد و پس از صحبت هاى اولیه، مطابق معمول به دانش آموزان گفت که همه آن ها را به یک اندازه دوست دارد و فرقى بین آن ها قائل نیست. البته او دروغ می گفت و چنین چیزى امکان نداشت. مخصوصاً این که پسر کوچکى در ردیف جلوى کلاس روى صندلى لم داده بود به نام تدى استودارد که خانم تامپسون چندان دل خوشى از او نداشت. تدى سال قبل نیز دانش آموز همین کلاس بود. همیشه لباس هاى کثیف به تن داشت، با بچه هاى دیگر نمی جوشید و به درسش هم نمی رسید. او واقعاً دانش آموز نامرتبى بود و خانم تامپسون از دست او بسیار ناراضى بود و سرانجام هم به او نمره قبولى نداد و او را رفوزه کرد. |
|
+ نوشته شده در
جمعه ششم دی 1387ساعت 20:9 توسط امیربینش |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
دانیال به باور معتقدین به ادیان ابراهیمی یکی از پیامبران بنی اسرائیل (قرن هفتم پیش از میلاد) است. دانیال به زبانهای عبری مفهوم "خدا حاکم من است" را دارد. در سال ۶۵۵ پیش از میلاد وی را به دربار «نبوکد نصر» پادشاه بابل به اسارت بردند. وی در آنجا به علوم کلدانیان و زبان مقدس واقف گردید و در حکمت از آنان پیشی گرفت.
|
| نوشته های پیشین |
|
شهریور 1388 تیر 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 دی 1387 آذر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 |
| پیوندها |
|
بارقلعه دکترجاسبی آفتابگردان گاه نوشته هاي آقاي ربيع زاده کامران نجف زاده دکتر دین پرست وبلاگ کارکنان بانک صادرات |
|
RSS
|